Showing posts with label جام 25 روزه. Show all posts
Showing posts with label جام 25 روزه. Show all posts

Thursday, 5 March 2009

5 روز سوم

پنج شنبه:دیروز داشتم ظرفهای کابینتها را در می آوردم و می شستم برای همین دائم تو آشپزخانه بودم یک فنجان گذاشتم توی مخزن ساید و دم به دقیقه آب خوردم کلی مشکلات مزاجیم حل شد و امروز صبحم در کمال شگفتی عقربه نزدیک 61 بود رفتم استخر و برگشتم زیر 61 بود (سه تا لیوان آب هم خورده بودم) گل از گلم بشکفت . حالا وزنمو 61.2 می گذارم که خیالم راحت باشه رویش تثبیت شدم.

تو اون وبلاگم نوشتم که قصد خانه تکانی ندارم اما خوب مجبور بودم ظرفها را تمیز کنم که اگر ناگهانی مهمان آمد ظرفهایم گرد وخاکی نباشد ( آخه 90 درصد ظرفهای من سالی یک بار از کابینت بیرون می اید ) البته به دلیل خاصی شاید مجبور به خانه تکانی کامل شوم. امسال خانمی که کمکم می کرد کار پیدا کرده و کمک ندارم گرامی همسر من هم که در هر چه خوب باشد در خانه تکانی تراژدی است.

راستی اوایل توی جدولهایم یک سطر پیش از صبحانه گذاشته بودم که معمولاً آب و سیب بود اینقدر برایم عادی شده بود که حذفش کردم اما دیدم مثل اینکه اینجا هم از دل برود هر انکه از دیده برفت شدید صدق می کند پس دوباره اضافه اش کردم

جمعه: فکر کردم دیگر دارد فصل حلیم تمام می شود به آقای همسر گفتم بخرد بعد هی خوردم ناهار خانه مامان هی خوردم .نمی شود ما هم روز تقلب داشته باشیم.عصر با گرامی همسر رفتیم خرید یک مانتو پسندیدم که فروشنده گفت تا سایز42 دارد ومن در اعتماد به نفس کامل پوشیدم آستینش و دور سینه اش تنگ بود کلی ضایع شدم حالا این همسر گرامی هی می خندد و می گوید هنوز تپلیهاااااا!!!!!!!!
بعد خرید می رفتیم سوار ماشین بشویم که به پیشنهاد همسر جان رفتیم تریای هتل هما فکر می کنید من چه خوردم هیچ فکر بد نکنید یک سالاد میوهبا میوه های طبیعی همسرم هم یک هات چاکلت خورد داشتیم برمی گشتیم و من راضی بودم که کالریم بالای 1200 نمی رود که همسر جان گرسنه سر از فری کثیف در آورد و یک سیب زمینی و ساندویچ گرفت و خلاصه من بعد از 84 روز زندگی رژمی که تقریباً ناسالم خوری توش حداقل بود خوردم. هر چند می توانستم جلوی خودم را بگبرم . اما گفتم شاید این حس وسوسه شدنهای این چند روزه ام بخوابد.

شنبه: قرار بود بله برون برادرم یکشنبه آینده و عقدش در اردیبهشت ماه باشد ، حالا به دلایلی اصلاً بله برون نمی گیریم ( توافقات را خودشان و باباها کردند) و جمعه این هفته عقد کنان است. فکر کنید حالا خرید دارم ، قصد دارم یک سفره کوچولو برایشان درست کنم. کادو وبدتر از همه جدی جدی خانه تکانی کنم.

یکشنبه: این دو روز که یک روز پرخوری کردم و یک روز هم ورزش نداشتم فکر می کردم وزنم کمی بالاتر رفته یا ثابت مانده اما امروز ترازوکمی کمتر از 61 بود . پس وزنم را همان 61 میگیرم که خیالم راحت باشد برای جایزه یک کاپوچینو که در کابینت پیدا کردم و دوسه روزی نخورده بودمش را استاد کردم. سرگیجه دارم نمی دانم چرا؟؟

دوشنبه :دیروز حین راه رفتن پایم پیچ خورد خیلی درد نداشت اما امروز درد می کند ، شاید راه نروم

پنج روز سوم

پنج شنبه

15/12

جمعه

16/12

شنبه

17/12

یک شنبه

18/12

دوشنبه

19/12

خواب

بیداری

11:00
7:00

12:30
6:30

1:00
7:00

10:00
6:00

12:00
6:00

قبل صبحانه

دو لیوان آب

یک لیوان آب
یک نارنگی (30)

یک لیوان آب
یک سیب (100)

یک کاپوچینو !!!(200)

----

صبحانه

30 گرم نان (80) 20 گرم پنیر (40) یک خرما (20) یک گردو (30)

300 گرم حلیم با شکر !! (300) + 40 گرم نان (110)

شیر (100)
یک ساقه طلائی (35)

30 گرم نان (80) 20 گرم پنیر (40) یک خرما (20) یک گردو (30)

30 گرم نان (80) 20 گرم پنیر (40)

میان وعده

یک هویج (15)

------

کمی نان پنیر (150)
-------

شیرینی (120)
سیب (80)

ناهار

75 گرم مرغ(150)

8 قاشق سبزی پلو (250) + چهار تکه گوشت 200)

-------

نیمرو (120)+ 40 گرم نان( 120)

دو تخم مرغ نیمرو (200)+ 30 گرم نان( 80)

میان وعده

شیر (100) + 1.5 ساقه طائی 50) + نان پنیر گوجه(150)
یک سیب (100)

یک نارنگی (30)
درحدود50 گرم پاستیل بدون قند (100)؟؟؟؟؟

یک لیوان شیر (100) + یک موز(100) + خرما (20

یک لیوان شیر (100) + دو خرما (40)

یک لیوان شیر (100) + یک موز(100) + خرما (20

شام

150 گرم سیب زمینی (110)+ 1 تخم مرغ (70)+ 40 گرم نان (110)

سالادمیوه (100)

یک برش کوکو سبزی (250) + 50 گرم نان (150) + سالاد (50)

10قاشق برنج + مرغ(450)

مرغ (200)
+ یک کم بادمجان (150)

میان وعده

دو نارنگی (60)

کمی سیب زمینی سه رخ کرده کمی ساندوچ کمی دوغ (600)

---------

------

یک نارنگی (30)+ یک پرتقال(40)

پیاده روی

ورزش

50 دقیقه
2 ساعت شنا

30 دقیقه
1.5 ساعت شنا

------
-----

30 دقیقه
کارهای خونه

15 دقیقه
کارهای خونه

مایعات

8 لیوان

8 لیوان

5 لیوان

5 لیوان

5 لیوان

مولتی،فولیک

++

- +

++

++

++

کالری ریافتی

1085

1700

1050

1200

1200

ملاحظات

فکر کنم امروز عالی بودم هم در تنوع هم در احساس سیری هم کالری

فکر کنم کم حساب کردم

ورزش نکردم


مچ پام درد دارد

Saturday, 28 February 2009

5روز دوم

شنبه:پنج روز اول من که خیلی خوب نبود راستش هم به خاطر نذری و هم به خاطر تمام شدن مولتی ویتامین زیاد خوردم ، وزن امروز صبحم را نمی دانم چه کنم چون ترازوی من عقربه ای است و هفته پیش کمی کمتر از 62 بود من گرفتم 61.8 حالا هم همان جوریه برای اینکه دلم خوش باشه می گیرم 61.7 فعلاً بروم سر کار .
کائنات یاد من بیندازید مولتی بخرم ...................
من مولتی ویتامین خریدمااااااااااااا. این وزن من بسی احمق تشریف دارد ( ببخشیدا) تا دیروز صبح کمی نزدیک 61 بود تا فهمید من می خواهم اعلامش کنم دوباره زیاد شد حالا که کار از کار گذشت دوباره کم شده!!!!!!!! راستی این که می گویند ترازو دیجیتالها دو کیلو بیشتر نشان می دهد درسته؟ من این ترازوم را با وزنه چک کردم تا 5 کیلو را درست نشان می دهد.

یکشنبه: یک کم با این ترازو ور رفتم یعنی تا حدود 8 کیلو را با ترازوی آشپزخانه وزن کردم و بعد رویش گذاشتم و تنظیم کردم خوشبختانه وقتی با این تنظیم جدید روش رفتم فقط درحدود نیم کیلو بیشتر نشانم داد. خیالم راحت شد تا پایان جام با همان تنظیم قبلی کار می کنم بعد درستش می کنم. داشتم وسوسه می شدم بروم یک ترازوی دیجیتال بخرم.
این آقایان هم موجودات عجیبی هستندا وقتی من چاقتر بودم ( هنوز هم چاقم) این گرامی همسر می گفت تو که چاق نیستی!!!!!!!!! حالا هی ذوق می کند و می گوید خیلی خوب شدیا قبلاً شکم در اورده بودی!!!!!!!!!( من هنوز هم شکم دارم)

دوشنبه: دیشب من زنگ زدم به آقای همسر که بعد دو روز نبودن داشت برمی گشت تهران گفتم شام چی برات درست کنم؟ بین این همه غذای رژیمی سالم گفت الویه خلاصه یک الویه بسیار بسیار کم سس درست کردم که خودم فقط یک قاشق ازش خوردم ولی موقع درست کردن کلی به مرغ و ذرت و ...........ناخنک زدم . امروز هم که همش دویدم و عجیب هم احساس گرسنگی می کردم بارها امتحان کردم که اگر یک وعده ام نا منظم شود بقیه روز هم نامنظمم.

سه شنبه: سعی می کنم امروز خوب بخورم، راستی دیشب یک کم شیر سویا خوردم عجب بدمزه بود.
کاملاً احساس می کنم که حالم خوب است و بدنم در بهترین شرایط است . عجیب احساس آمادگی می کنم تا بدوم کاری که برایم همیشه سخت بوده است اما باز هم وقتی می دوم به سرفه می افتم.
آخر می شود ازباقالی پلو مامان گذشت...........................

چهارشنبه: امروز غر می زنم:
ناسالم نمی خورم اما خوردنم به نظرم زیاد شده، چه کار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خیلی وقت بود وسوسه چیزی نمی شدم ، اما چند روزه دلم شیرینی می خواهد بوی بعضی غذاها آی مستم می کند. البته تا حالا که جز باقالی پلو دیشب که خیلی هم غیر رژیمی نبود و آن بیسکوئیت روز دوشنبه که آن هم چون می دانستم تا ساعت 4.5 نمی توانم ناهار بخورم، خوردم. مقاومت جانانه ای کردم .اما از این وسوسه شدن خیلی متعجب و نگرانم. چه کار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آب می خورم البته نه به شدت قدیم (باید دم به دقیقه دستشوئی می رفتم) چای سبزم روزی دو تا قرصش را می خورم میوه خوردنم هم بد نیست اما اوضاع مزاجیم افتضاح است و وزنم خیلی کم تغییر می کند.چه کار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

فکر کنم روش رهایی از استپ نیازمندم. آب خواهم خورد........



پنج روز دوم

شنبه

10/12

یک شنبه

11/12

دو شنبه

12/12

سه شنبه

13/12

چهار شنبه

14/12

یخواب

بیداری

11:45

6:30

3:00
8:30

1:00
6:00

1:00
7:30

12:00
7:00

صبحانه

30 گرم نان (80) 20 گرم پنیر (40) یک خرما (20)

یک گردو (30)

30گرم نان (80) 20 گرم پنیر (40) یک خرما (20)

30 گرم نان (80) + 20 گرم پنیر (45)

30 گرم نان (80) 20 گرم پنیر (40) یک خرما (20)

دو گردو (60)

30 گرم نان (80) 20 گرم پنیر (40) یک خرما (20)

دو گردو (60)

میان وعده

نصفه سیب (50
سه قاشق شله زرد (50)

یک سیب (80)
یک لیوان شیر (100) + یک ساقه طلائی (30)

200 گرم شیر (130) + 2 تا بیسکوئیت (100)

یک سیب سبز(80)

یک سیب سبز (80) + شیر (100) + ساقه طلائی (30)

ناهار

نیمرو (120)+30 گرم نان (80)+100 گرم ماست (50)

100 گرم نان جو (280) + املت سبزیجات (150) + کمی ماست (20)

سیب زمینی و مرغ و نان (500)

150 گرم مرغ پخته (300)+
20 گرم نان (60)

100 گرم نان سنگگ داغ (250)+ 150 گرم مرغ (300)

میان وعده

30 گرم نان(80)
20 گرم پنیر (45)

یک لیوان شیر (100) + یک ساقه طلائی (30)

یک سیب (80)

یک لیوان آب پرتقال (110) + یک ساقه طلائی (30)

یک هویج(10)

شام

180 گرم شیر (100) + یک ساقه طلائی (40)

مخلفات الویه (400)

چهار قاشق الویه (300)

10 قاشق باقالی پلو با مرغ (400)

شیر (100) + دو خرما (40)

میان وعده

4 قاشق آش رشته (60) + یک لقمه نان پنیر گردو(80)

------

نصفه سیب سبز(50)

یک لقمه نان پنیر گوجه (100)

ناخنک به میرزا قاسمی طبخ شده برای همسر (200)

پیاده روی

ورزش

30 دقیقه
------

80 دقیقه
-----

90 دقیقه
-------

75 دقیقه
--------

20 دقیقه
کار خونه

مایعات

5 لیوان

8 لیوان

5 لیوان

6 لیوان

خیلی

(مولتی، فولیک)

+ +

+ +

++

+ +

+ +

کالری دریافتی

925

1330

1285

1280

1280

ملاحظات

حالا یکروز هم من زیر 1000 بخورم
گفته بودم نون دوست دارم بعضی وقتها این طوری می شود

امروز خیلی تقریبی حساب کردم

تا ساعت 6 بعداز ظهر همه چیزعالی بود رسیدم خانه مامان و آن باقالی پلو کار دستم داد

ظرفهای کابینتها را در آوردم وشستم